وُرد (Word) و گوگل داکس مگر چه ایرادی دارند که بیایم همانویس؟
▼
وُرد عالی است... برای نوشتن نامههای اداری! گوگل داکس هم خوب است، تا وقتی که اینترنتت قطع نشده باشد. اما هیچکدام «آزمایشگاه شخصیت (۷ گام تروبی)» و «کارگاه جهانسازی» ندارند. هُمانویس، وُردِ بزککرده نیست؛ یک استودیوی تخصصی معماری رمان است تا در برزخِ فصلهای میانی گم نشوی.
اگر وسط نوشتن، کوسههای خلیج فارس کابل اینترنت را بجوند، متنم میپرد؟
▼
حتی یک واو! معماری هُمانویس کاملاً «آفلاین-اول» است. کلمات شما با سرعت نور در پایگاه دادهی مرورگر خودتان ذخیره میشوند. هر زمان که به اینترنت وصل شدید، سیستم در پسزمینه و در سکوت، نوشتههایتان را با فضای ابری همگامسازی میکند.
امنیت چه میشود؟ نکند کسی یواشکی رمانِ چاپنشدهام را بخواند؟
▼
سازندهی هُمانویس خودش یک داستاننویس است و فوبیای «لو رفتن ایده» را با پوست و استخوان درک میکند. سیستمِ ابریِ ما تفکیک دسترسی مطلق دارد و هیچ پشتیبانی نمیتواند متن شما را بخواند. فراتر از آن، هر زمان دلت خواست میتوانی یک «بُقچه» (.homa) از کلِ دیتابیس رمانت بگیری، آن را دانلود کنی و در گاوصندوقِ هارد اکسترنالت قایم کنی!
چرا نرمافزارهای سنتی، گورستان رمانهای ناتمام هستند؟
احتمالاً برای تو هم پیش آمده است: ماهها روی یک ایده وقت میگذاری، جزئیات داستان را در صد پوشه و فایلِ نُتپدِ پراکنده پخش میکنی، و درست وسط داستان یادت میرود رنگ چشمِ نقشمنفی در فصل دو چه بود! بدتر از آن وقتی است که هارد میسوزد (یک دردِ مشترک!) یا اینترنت قطع میشود و تمام رشتههایت پنبه میشود. نوشتنِ رمانِ بلند، نیازمند ابزاری است که ذهنِ آشوبناکِ نویسنده را رام کند.
هُمانویس دقیقاً از دلِ همین اعصابخردیها متولد شد. پلتفرمی از جنسِ خودِ نویسندهها. ما یک میز کار یکپارچه ساختهایم که در آن، نوشتن داستان، مدیریت شخصیتها و مهندسی ریتمِ پیرنگ، همگی در یک محرابِ واحد انجام میشود. با هُمانویس، به جای جنگیدن با فایلهای پراکنده و ترس از دست رفتن اطلاعات، تمام تمرکزت را روی رسالتِ اصلیات میگذاری: خلق کردن.